مدح و شهادت حضرت حمزه سیدالشهدا علیهالسلام
هرگاه مصطـفی به تو گرم نظاره بود از بهر او وصال تو فیضی دوباره بود بر ذره ذره پیكـر خـورشیـدیات قـسم خورشید آسمان به تو غرق نظاره بود هر لالهای ز داغ تو با داغ خو گرفت صحرای لالـهگـون اُحد پُـر شراره بود دل گركه سنگ بود ز سوگ تو آب شد ای آنكه بستر تن تو سنگ و خاره بود هر عضو پیكرت ز شهادت نشانه داشت چون پیكـر حـسـین تنت پـاره پاره بود عـنوان سـیـدالشـهـدائی سـزای تـوست ای آنكه زخـمهـای تنت بی شـماره بود زهرا ز داغ روی تو پیوسته گریه كرد این آسمان عصمت حق، پُر ستاره بود تنها نشد مدیـنه به سـوگ تو نوحـهگـر قبر شریف و پـاک تو دارالـزیـاره بود در این حدیثِ درد «وفائی» به گریه گفت: مقصود من ز شرح غم تو، اشاره بود |